الشيخ رسول جعفريان
479
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
نزديكى اين وادى هستند . و نيز شنيده است كه سپاه محمد نيز فلان روز از مدينه حركت كرده ؛ اگر چنين باشد ، اكنون در نزديكى اين وادى هستند . جالب اين كه رسول خدا به سفيان ضمرى تعهد كرده بود كه در برابر پاسخ به سؤالاتش ، جواب سؤال او را نيز بدهد . سفيان پرسيد : شما از كجا هستيد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بطور مبهم پاسخ داد : ما از آب . . . هستيم و به سوى عراق - يعنى شمال كه مدينه نيز در همان مسير بود - اشاره كرد . ! « 1 » على عليه السلام زبير و سعد وقاص در پى آب به نزديكى چاهى كه در كوهك ظريب بود رفتند . در آنجا دو تن از سقاهاى قريش را اسير كردند . يك نفر گريخت و خبر حضور سپاه اسلام را براى نخستين بار به قريش رساند . اسارت سقايان قريش علاوه بر اين كه نخستين ضربه بر قريش بود ، آگاهيهايى از چند و چونى دشمن در اختيار سپاه اسلام قرار داد . به گزارش واقدى در آن شبِ بارانى ، دلهرهء سختى بر لشكر قريش حاكم بود و اين تنها ابوجهل بود كه مىكوشيد تا وضع را طبيعى جلوه داده ، پيروزى بر مسلمانان را آسان تصوير كند . زمانى سقايان را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آوردند كه آن حضرت در نماز بود . مسلمانان قصد آن داشتند تا از آن افراد خبر كاروان را بگيرند ، اما آنان گفتند كه از سپاه قريشاند . مسلمانان كه اين خبر را دوست نمىداشتند و مايل به شنيدن آن نبودند ، گمان كردند آنان به دروغ چنين مىگويند به همين دليل شروع به آزار آنان كردند . نماز رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تمام شد و آن حضرت ، سخن آن دو نفر را تأييد كرد و از مسلمانان خواست تا آنها را آزار ندهند . زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء افراد سپاه قريش آگاه شد فرمود : قريش تمامى جگر گوشههاى خود را به سوى شما روانه كرده است . « 2 » حُباب بن منذر از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد : آيا در جايى كه توقف كردهاند ، به دستور خدا منزل كردهاند يا آن كه در اينجا « رأى ، جنگ و حيله » نقش دارد ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : رأى ، جنگ و حيله ، آنگاه حباب گفت : بنابراين بهتر است نزديك چاهى كه آب گوارايى داشته توقف كرده ، حوضچهاى بر پا كنند ؛ و در حال جنگ به راحتى با ظروف خود از آن بهره برند . « 3 » رأى حباب پذيرفته شد و در نزديكى چاه توقف كردند . اين در حالى بود كه ميان دو
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 50 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 616 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، ص 44 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 53 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 617 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، صص 45 - 44 ( 3 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 53 و 54 ؛ الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 15 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 620 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، ج 2 ، صص 48 و 49